پیدا





رمزی برای عاقبت بخیر شدن!

درخواست حذف اطلاعات

رمزی برای عاقبت بخیر شدن!

تفسیر قرآن برای نوجوانان
انسان در شرایط عادى و بدون داشتن مربى و راهنما، در قعر دره طبیعت و چاه تاریک غرائز سرکش و جهل و نادانى باقى خواهد ماند و براى نجات از این دره و برآمدن از این چاه، نیاز به رشته و ریسمان محکمى دارد که به آن چنگ بزند و بیرون آید.
این رشته محکم همان ارتباط با خدا از طریق قرآن و آورنده قرآن و جانشینان واقعى او مى‏ باشد که مردم را از سطوح پائین و پست بالا برده و به آسمان تکامل معنوى و مادى مى‏ رسانند.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ(آل عمران ـ 102)
اى انى که ایمان آورده‏اید از خدا آن گونه که حق پروا از اوست پروا کنید و زینهار جز مسلمان نمیرید.

پیام ‏های آیه:
1ـ مومن، هر روز باید مرحله‏ى بالاترى را بپیماید. «آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»
2ـ تقواى واقعى، در سایه ایمان به مبدأ و معاد است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»
3ـ تقوا، رمز حسن عاقبت است. «اتَّقُوا اللَّهَ»، «تَمُوتُنَّ»، «مُسْلِمُونَ»
4ـ ایمان آوردن کافى نیست، با ایمان ماندن لازم است. شروع کار خیلى مهم نیست، پایان کار مهم‏تر است. «لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»
5ـ ، نه تنها چگونه زیستن را به ما مى‏ آموزد، بلکه چگونه مردن را نیز به ما آموزش مى ‏دهد. «لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»
6ـ انسان در سرنوشت و عاقبت خود نقش دارد. «لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»
7ـ ، هم به کیفیّت تقوا توجّه دارد و هم به تداوم آن تا پایان عمر. «حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران ـ 103)
و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دل هاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏ کند باشد که شما راه ی د. از صادق علیه السلام نقل شده که در تفسیر"حق تقوا" فرمودند: ان یطاع فلا یعصى و یذکر فلا ینسى (و یشکر فلا یکفر) یعنى "حق تقوا" و پرهیزگارى این است که پیوسته اطاعت فرمان او کنى، و هیچگاه معصیت ننمایى، همواره به یاد او باشى، و او را فراموش نکنى، و در برابر نعمت هاى او شکرگزار باشى و کفران نعمت او ننمایى"



چهار خصوصیت قرآن

درخواست حذف اطلاعات

چهار خصوصیت قرآن
یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ (یونس: 57)
اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است؛ و درمانى براى آنچه در ‏هاست؛ (درمانى براى دلهاى شما؛) و هدایت و رحمتى است براى مؤمنان!

خوشابح که مشغول مطالعه تفسیر قرآن هستی. تفسیری که برای تو نوجوان نوشته شده است. و خوشابحال من که این توفیق را خداوند به من داده است تا بتوانم درباره آیات قرآن چیزی بنویسم. . خوشابحال همه آنها که قدر قرآن, تنها کتاب آسمانی را می دانند.
درست است کتابهای آسمانی دیگری هم بوده است مثل تورات و انجیل ولی متأسفانه آنها دستکاری شده اند, چیزهایی از آنها حذف شده و چیزهایی در آنها اضافه شده است. یعنی «تحریف» شده اند.
این قرآن مثل یک اقیانوس می ماند. اقیانوس را اگر به صورت سطحی نگاه کنی متوجه چیزهایی که در اعماق آن وجود دارد نمی شوی. هرچند نگاه سطحی به اقیانوس هم لذت بخش و شگفت آور است. قرآن را خیلی ها به صورت سطحی قرائت می کنند و لذت هم می برند. ولی همانگونه که اقیانوس را خداوند خلق نکرده که فقط از آن لذت ببرند قرآن نیز تنها برای قشنگ خواندن آن و انجام مسابقات مختلف نازل نکرده است.
اقیانوس کشتیهای بزرک را بر پشت خود حمل می کند. و در اعماق خود بیش از نود درصد مخلوقات خداوند را جای داده است.
برای پی بردن به همه آنچه اقیانوسها در خود دارند باید در آنها غواصی کرد. در قرآن هم باید همچون یک غواص به جستجو پرداخت که هرچه این جستجو عمیقتر باشد شگفتهایی بیشتری را غواص می تواند شاهد باشد.
اولین مشکل همه انسانها این است که به دانسته های خودشان عمل نمی کنند. پند و موعظه می تواند این مشکل تا حدود زیادی حل کند. ولی موعظه ها غالبا به صورت درستی ارائه نمی شوند. بعضی وقتها موعظه کننده ها خودشان مشکل دارند یعنی یکی باید بیاید خودشان را موعظه کند. و همچنین موعظه هنرمندانه آنگونه که واقعا تأثیر بگذارد گفته نمی شود.
قرآن وقتی موعظه می کند با هنرمندی برتر این کار را اجام می دهد و آنهم از طرف خداوندی اینک ار صورت می گیرد که دارا و خالق و سرچشمه همه خوبیها و زیباییهاست.
شفای همه دردهای روحی, معضلات اجتماهی و درمان بسیاری از دردهای جسمی در قرآن وجود دارد. منتها دردها هرچه پیچیده تر باشد باشد برای یافتن درمان آن کاوشی بیشتر در قرآن نمود البته بسیاری از این کاوشها توسط دانشمندان صورت گرفته است.
انسانها فقط به درمان نیاز ندارند بلکه برای بالا بردن نیروی خود نیز نیازمند راهنمایی هستند. قرآن ما را آنچنان راهنمایی و هدایت می کند که بتوانیم تا بالاترین سکوها صعود کنیم.
رحمت خداوند مثل باران بر همه می بارد, مهم آن است که زمین پذیرای این باران باشد. تنها زمینهای حاصلخیز از باران سود می برند و قرآن انسان را آماده می سازد تا بیشتر رحمتهای خداوند را جذب کند.
آری قرآن, موعظه و شفاء و هدایت و رحمت است.




دیوانه کیست؟

درخواست حذف اطلاعات

 علی«علیه السلام»:بیشترین ناله های اهل جهنم از تسویف است.جامع السعادت،ج3،ص46 دیوانه کیست؟
یَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ (یونس: 100)
پلیدى (کفر و گناه) را بر انى قرار مى‏دهد که نمى‏ شند.

در تیمارستانی به دیوانه ای گفتند: کاغذی بردار نام دیوانه گان بنویس! گفت نمی توانم: گفتند نوشتن بلد نیستی؟ گفت: چرا بلدم ولی دیوانه ها آنقدر زیاد هستند که نمی توانم نام همه آنها را بنویسم. گفتند: شما در اینجا چند نفر بیشتر نیستید. گفت: ما که اینجاییم دیوانه نیستیم, آنها که بیرون از اینجا هستند دیوانه اند. گفتند: پس چرا شما را اینجا آوردند؟ گفت: برای این که دیوانه ها ما را اذیت نکنند!
خب نظر تو چیست؟ این که گفتم جوک بود یا حقیقت؟ سؤالم احمقانه است؟ حتی پاسخ می دهی خب معلوم است جوک است.
شاید هم معلوم نباشد! لااقل قسمتی که می گوید: «آنها که بیرون از اینجا هستند دیوانه اند» شاید جوک نباشد! اصلا ملاک عاقل و دیوانه بودن چیست؟ بعضی ها در ظاهر عاقل هستند.
اگر ی راضی شود در مقابل یک چند بسته پوفک, ماشینش را بدهد آیا عاقل است یا دیوانه؟ خب دیوانه است. حال اگر راضی شود در مقابل یک شکلات این کار را د چه؟ خب دیوانه تر است! در مقابل یک ریال چه؟ اصلا دیگه حرفش را نزن! هیچ دیوانه ای اینقدر دیوانه نیست که این کار را د!
جدا؟! هیچ دیوانه ای نیست که این کار را د؟! چرا هست خیلی ها این کار را می کنند, بدتر از آن را انجام می دهند!
نعمتهای بهشت چه تفاوتی با نعمتهای در دنیا دارند؟ فرض کن یک نفر همه عمر صد ساله اش را در بهترین جای زمین با بهترین امکانات زندگی کند و از طرفی یک نفر دیگر یک میلیارد سال در جایی هزاران بار بهتر زندگی کند. نفر در مقایسه با نفر دوم اصلا زندگی نکرده است. حالا اگر به نفر اول بگویند: این صد سال عمرت را در جایی معمولی زندگی کن و بقیه پولت را به نیازمندان بده آنوقت برو در جایی که نفر دوم زندگی می کند زندگی کن! حالا اگر نفر اول راضی به این کار نشود آیا دیونه تر از آن فردی نیست که ماشینش را به یک ریال می فروشد؟
همه آنها که برای زندگی بهتر در دنیا آ تشان را می فروشند, دیوانه اند. اصلا اصل دیوانگی مال این افراد است.
ببین چقدر مردم بخاطر سود بیشتر دروغ می گویند! ببین بخاطر لجبازی چطور حق را ناحق می کنند! ببین چطور در بعضی گرانفروشی می کنند! ببین بعضی از زنها چطور حجاب ی را رعایت نمی کنند و باعث انحراف جوانها می شوند! ببین بعضی بخاطر نمره بیشتر چگونه تقلب می کنند! آ برای چی؟! برای چی آ ت خودشان را به دنیایی حقیر می فروشند؟! آیا این دیوانگی نیست؟! پس دیوانگی به چیست؟!
کارهای عاقلانه و حرفهای عاقلانه نشان عاقل بودن است و کارهای ناب دانه و حرفهای پوچ و بی معنی نشان عاقل نبودن است.
زندگی آدمهای دیوانه سراسر بدبختی است و پر از انواع آلودگی است. حالا آن دویانه بیچاره که در تیمارستان است و یا در کوچه و بازار مورد تمس دیگران است عقلی ندارد که از آن استفاده کند ولی خیلی ها که عقل دارند چر از آن استفاده نمی کنند؟! اینها که وضعشان بدتر است!




آیات قرآن در زیارت غدیر

درخواست حذف اطلاعات

آیات قرآن در زیارت غدیر

تفسیر قرآن برای نوجوانان
نکته بسیار جالب در زیارت روز غدیر این است که در این زیارت تقریباً 23 آیه قرآن بیان شده است. این خودش یک پیامی دیگر برای ما دارد. که حرف هایتان قرآنی باشد. یک زیارتی برای المۆمنین در روز غدیر است از نقل شده که این زیارت را می شود هرروز خواند. در هر زمانی هم می شود خواند. لازم نیست در مقابل قبر باشیم. در هر زمان، در هر مکان، این زیارت قابل خواندن است.

آیات قرآن در زیارت روز غدیر

نکته بسیار جالب در زیارت روز غدیر این است که در این زیارت تقریباً 23 آیه قرآن بیان شده است. این خودش یک پیامی دیگر برای ما دارد. که حرف هایتان قرآنی باشد.
زینب کبری علیهاالسلام در شام سخنرانی کرد، سخنرانی اش از قرآن موج می زند. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) وقتی دید حق شوهرش را ندادند یک سخنرانی کرد، سخنرانی اش از قرآن موج می زند.
اگر قرار است در جایی سخنرانی داشته باشیم ، روی منبر صحبت کنیم، بیشتر حرف هایمان باید از قرآن باشد. آیه اش این است. «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‏» (نحل/44) «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‏» یعنی برای مردم بیان کن. چه چیزی را؟ «ما نُزِّل‏» آنچه را که نازل شده برای مردم بگو.
این خیلی جالب است که در این زیارتنامه بیست و چند تا آیه ی قرآن است. حالا زیارتنامه را با هم بخوانیم.



از ماست که بر ماست!

درخواست حذف اطلاعات

 علی«علیه السلام»:میوه خودپسندی و غرور، دشمنی و کینه توزی است.(میزان الحکمه،ج7،ص47) از ماست که بر ماست!
إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (یونس: 44)
خداوند هیچ به مردم ستم نمى‏کند؛ ولى این مردمند که به خویشتن ستم مى‏کند!

خدا و ستم؟! واقعا بعضی ها فکر می کنند خداوند به آنها ظلم کرده است؟!
متأسفانه بله! وقتیها تحمل آدمها طاق می شود و دیگر نمی توانند مشکلاتشان را تحمل کنند با چشمان مهربان به آسمان نگاه نمی کنند و حتی سر خدا داد می کشند! جالب است که بعضی ها هم به اینها حق می دهند که اینکار را ند و می گویند: انسان باید با خداوند آنقدر راحت و صمیمی باشد که بتواند سر او داد هم بکشد!! شاید در بعضی از ها هم دیده باشی که یکی با خشم داد می زند: خدا!
اینگار دیواری کوتاهتر از خدا نیست که هرجا کم می آورد به خدا نسبت می دهد و می گوید: «خواست خداست نمی شود کاری کرد!» هرجا موفقیتی ب می کند به حساب خودش بگذارد با این که قضیه کاملا برع است!
خداوند در قرآن می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّة (نساء: 40) خداوند به وزن ذره ای هم ستم نمی کند. َ لا یُظْلَمُونَ نَقیراً (نساء: 124) به اندازه نقیری هم مورد ستم قرار نمی گیرند. لا یُظْلَمُونَ فَتیلاً (اسراء: 71) باندازه فتیلی هم به آنها ظلم نمی شود.
ذره را می توانی در استوانه نوری که از پنجره ای به اطاق خانه می تابد ببینی. آنقدر سبک است که با اندک نسیمی این طرف و آنطرف می رود. و آنقدر کوچک است که جز در پرتو مستقیم خورشید دیده نمی شود.
نقیر به سوراخ کوچکی گفته می شود که در پشت هسته ما قرار دارد.
فتیل به رشته باریکی گفته می شود که در وسط شکاف هسته ما هست.
چرا خداوند اصرار دارد که هیچ ستم هرچند خیلی اندک از طرف او به بندگانش نمی رسد؟ چون خیلی از انسانها اصرار دارند که سهمی از ناکامیهای خود را به خداوند نسبت دهند.
انسانها دو دسته هستند: غالب انسانها آنچه سرشان می آید خودشان مقصر هستند. نمی توان گفت که مقدرات و تصمیمات خداوند این بوده است که به آنها ستم شود. عده ای کمی هم هستند که آنچه بر سرشان می آید بخاطر ستمی است که دیگران بر آنها بخاطر خوب بودنشان می کنند. در اینجا می توان گفت که تشکیلتی خداوند در دنیا تدارک دیده است و این که هر ی آزاد باشد تا هر کار می خواهد د باعث این ستمها شده است.
حوادث نوع اول با بررسی درست عملکرد و حوادث گذشته و فهمیدن علت مشکلات و یافتن را ارهای مناسب برای مقابله با آنها, می تواند انسان را موفق کند تا از مشکلاتش بکاهد. اما حوادث دسته دوم علتش مشخص است. علتش خوب بودن انسان است. معمولا برای خوب بودن باید هزینه داد. این هزینه ها را خداوند چندین برابر مزد می دهد و اصلا این نوع از مشکلات باعث اذیت روحی انسان نمی شود زیرا انسان با انتخاب خودش این مشلات را پذیرفته است.



دستانت را بگشا برای بیعت با خدا!

درخواست حذف اطلاعات

 علی«علیه السلام» بسا گمراهی که با آیه ای از کتاب خدا آراسته شود، همچنان که درهم مسی با روکشی از نقره آراسته گردد.المحاسن، ج1،ص359 دستانت را بگشا برای بیعت با خدا!


ولایتِ المؤمنین (علیه السلام) در امتداد ولایت الله است و اطاعت از ایشان، دقیقاً مانند اطاعت از صلی الله و علیه و آله و اطاعت از خدا واجب است. پس دست بیعت با علی بن طالب (علیه السلام) که به معنای پیمان اطاعت از اوست، و رخداد مهم روز غدیر بود، یعنی دست بیعت با خدا و پیمان اطاعت خدا.



رحمت (صلی الله علیه و آله) از همان ابتدای رس ، وصی خود را معرفی کرده بود و بارها او را المؤمنین خوانده بود. پس غدیر تنها روز معارفه ی وصی نبود، روز محکم پیمان بود یعنی روز بیعت بود.
اما در آن واقعه ی بزرگ با حضور هزاران شرکت کننده که شاید تا آن روز، اجتماع یک جای این تعداد از مسلمانان بی نظیر بود، دو اتفاق مهم صورت گرفت:
اول- مرور کاملی از چکیده ی اعتقادات که توسط فرستاده ی مستقیم خدا در خطبه ای غرّاء صورت گرفت.
دوم- امت که 23 سال تحت راهنمایی و ولایت رحمت (صلی الله علیه و آله) بودند، با وصی او و هادی و حاکم بعدی خودشان (که خوب می شناختندش) پیمان محکمی بستند و دست بیعت دادند.
بیعت یعنی...

طبق آنچه که در تاریخ آمده است، "بیعت " فرهنگ جدیدی نبود که آن را ابداع کرده باشد؛ بیعت در جامعه ی حجاز ریشه داشت. مثلاً انی که در آغاز از مدینه (یثرب) به سراغ صلوات الله علیه آمدند و با او در عقبه بیعت د، بیعت بر ایشان امری آشنا بود.
"بیعت " فرهنگ جدیدی نبود که آن را ابداع کرده باشد؛ بیعت در جامعه ی حجاز ریشه داشت. مثلاً انی که در آغاز از مدینه (یثرب) به سراغ صلوات الله علیه آمدند و با او در عقبه بیعت د، بیعت بر ایشان امری آشنا بود



برداری از راز ترسی که خدا نداشت!

درخواست حذف اطلاعات

برداری از راز ترسی که خدا نداشت!

مروری اجمالی بر واقعه غدیر خم و بررسی آیات مرتبط با این رخداد و توجه به لحن تهدید آمیز برخی از آنها، سوالی را به ذهن بسیاری از افراد متبادر می کند که مگر صلی الله علیه و آله قصد س یچی از این فرمان را داشتند که با چنین لحنی مورد خطاب الهی قرار گرفتند؟ آیا ایشان از اتفاق ناگوار خاصی بیم داشتند که در دل دچار تردید شدند و سپس با لحن شدیدی مورد تهدید الهی قرار گرفتند که اگر این پیام را ابلاغ نکنی، رس بیست و سه ساله ات را تباه نموده ای؟ 1 در بخش اول مقاله سعی نمودیم با طرح یک نگاه کلی در مورد دغدغه انبیاء الهی به هنگام ابلاغ رس خود، به ارائه پاسخی روشن به این مساله بپردازیم. در این بخش نیز تلاش شده است با تطبیق آن نگاه کلی بر واقعه غدیر خم و مسئولیت سنگین شخص اکرم صلی الله علیه و آله، از زوایای دیگری از این رخداد برداریم.

تفسیر قرآن برای نوجوانان
همچنانکه گذشت، رسول اللَّه صلی الله علیه و آله خطرات محتملى را در تبلیغ این حکم پیش بینى مى کرد ولی مطمئنا آن خطر، خطر جانى براى شخص آن جناب نبود. در ایه شریفه 84 سوره نساء،2 دستور فوق العاده اى به صلى اللّه علیه و آله داده شده است. طبق این آیه، ایشان موظف بود به تنهائى در برابر دشمن بایستد، حتى اگر هیچ همراه او گام به میدان نگذارد! فرار از میدان جنگ که از گناهان کبیره است، از نظر فقهی برای افراد عادی حد و حدودی دارد. حدّ آن در آغاز، مقاومت یک رزمنده در برابر ده نفر بود سپس خداوند تخفیفی نسبت به این حکم قائل شد و حدّ آن را مقاومت یک رزمنده در برابر دو نفر قرار داد، 3 ولی فرار از میدان جنگ برای رسول اکرم صلّی الله علیه و آله حرام بود و هیچ حدّ و مرزی نداشت؛ یعنی هرگز پیغمبر صلی الله علیه و آله مأذون نبود میدان کارزار را ترک و فرار کند، گرچه همه مردم روی زمین دشمن او باشند و علیه او در مصاف شرکت کنند.
علاوه بر اینکه سنّت و سیرت قطعی آن حضرت هم این بود که از احدی هراس نداشت تا بخواهد صحنه و میدان را ترک نماید. المومنین علیه السلام در توصیف شجاعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: هنگامی که جنگ به اوج خود می رسید و شعله های نبرد برافروخته می شد، ما به رسول خدا پناه می بردیم و هیچ از ما مسلمانان به دشمن نزدیکتر از آن حضرت نبود.



جایگاه اسرار آمیز آیه ولایت در قرآن

درخواست حذف اطلاعات

جایگاه اسرار آمیز آیه ولایت در قرآن

تفسیر قرآن برای نوجوانان یکی از مطالب بحث برانگیز راجع به آیه غدیر این است که چرا در ظاهر بین این آیه و ما قبل و ما بعد آن ربطی احساس نمی شود؟! «الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیم»(1)؛ امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خودبر شما تمام و را دین شما برگزیدم پس هر که در گرسنگی بی چاره ماند بی آنکه قصد گناه داشته باشد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است .
چه آیه را راجع به قضیه غدیر بدانیم مثل تمامی شیعیان و بسیاری از برادران اهل تسنن (2) یا آن را به قضیه غدیر بی ربط بدانیم در هر صورت این سۆال پا بر جاست که چرا آیه به ماقبل و مابعد خود بی ربط است !؟
اساسا آیا لازم است آیات قرآن به قبل و بعد خود ، مانند کتابهای متعارف بشری ، مرتبط باشند ؟!
اگر لازم است آیا این ربط بین آیات برای افراد عادی قابل درک است؟!
مفسیرین تا چه اندازه به ارتباط آیات با یکدیگر توجه نموده اند؟!
آیا ممکن نیست هدف خداوند از گنجاندن این جملات در آیه 3 مائده جلب توجه به آنها باشد همانطور که ما انسانها اگر بخواهیم به جمله ای از جملاتمان توجه شود به آن جمله برجستگی خاصی می دهیم به عنوان مثال آن را با ص بلند تر از سایر جملات ادا می نماییم یا در نوشتار آن را پر رنگ تر یا با رنگ دیگری می نویسیم که با سایر متن تفاوتی ویژه داشته باشد ؟!
اگر احتمال دهیم ولو بطور ضعیف که این جملات برای جای دیگری از قرآنند ، برای کدام سوره اند ؟ آیا جای مناسب تری وجود دارد ؟!
آیا می توان ادعا نمود که ترتیب قرآن موجود ، هم ترتیب سور و هم ترتیب آیاتش از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است ؟! کفار امید به این بسته بودند که با از دنیا رفتن صلی الله علیه و آله دین او را از بین ببرند ولی خداوند با تعیین جانشین برای صلی الله علیه و آله، امید آنها را نا امید نمود و این چنین دین خود را کامل نمود



گمانه زنی

درخواست حذف اطلاعات

 علی (ع):چه دوستهای خائنی داشتی پس بنگر که با که دوستی می کنی! دوست مورد علاقه ات را ی انتخاب کن که اگر دوستش بداری پیوند برادری را نگه دارد و در برابر دیگران از تو حمایت کند گمانه زنی
إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً (یونس: 36)
گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نیاز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)!

همان بهتر وقتی به چیزی یقین نداری حرفی نزنی و نظری ندهی.
فلانی چه جور آدمی است؟ نمی دانم.
پاسخ این سؤال چه می شود؟ نمی دانم.
این آدرس را می دانی کجاست؟ نمی دانم.
این خبر را شنیدی؟ شنیدم ولی باور نمی کنم. چرا؟ چون شاید دروغ باشد. من از ی شنیدم که به او اعتماد دارم. من هم اعتماد دارم ولی ممکن است اشتباه کرده باشد. اشتباه چیه؟ اشتباه چیزیه که خیلی آدمها مرتکبش می شوند و خودشان هم متوجه نیستند! بابا تو دیگه کی هستی؟! چرا اینقدر سخت باور می کنی؟
بله سخت باور!! سخت باوری هم خوب است هم بد است. اگر محتوای خبری که می شنویم چیز خوبی باشد, بهتر است زود باور کنیم, ولی اگر مضمون خبر چیز بدی باشد, مثلا بدی ی را می گویند تا می شود نباید آن را باور کرد.
ذهن ما انسانها پر از خبرها و حرفهایی است که سند و مدرک درستی ندارد.
وقتی کاری را از ی می بینی و یا حرفی از او می شنوی اگر او را دوست داشته باشی و به او اعتماد داشته باشی, درباره هرچه از او می بینی و می شنوی کاملا به نفع او قضاوت می کنی ولی اگر آن شخص را دوست نداشته باشی مخصوصا اگر از او بدت هم بیاید اصلا قضاوتت به نفع او نیست.
ما انسانها با ذهنمان زندگی می کنیم. یعنی قبل از این که ببینیم و بشنویم قضاوت می کنیم. بعد که دیدیم و شنیدیم می گوییم: «نگا کن ببین من راست می گفتم! نگا داره چکار می کنه و چی میگه!» و وقی تو به آنچه او نگاه می کند و می شنود دقت می کنی می بینی اینطور که او می گوید نیست! قضاوت تو درباره آن شخص چیز دیگری است.
ما هر خبری که می شنویم و یا هر قضیه ای که خودمان در آن قرار می گیرم ابتداء یا حدس و گمان نظری می دهیم ولی این حدس و گمان به ما یک خط فکری می دهد که بر اساس آن خط فکری از هرچه بعد از آن می بینیم و می شنویم, به عنوان مدرک برای شنیده ها و دیده هایمان استفاده می کنیم.
ما چه کنیم که اینقدر ذهنی زندگی نکنیم و واقعی باشیم و با واقعیتهای زندگی همراه باشیم؟
اصل را بر خوش گمانی بگذاریم. در باره قضاوتهایی که بدی شخصی را ثابت می کند خیلی وسواس داشته باشیم. البته در صورتی که بد بودن یک شخصی برایمان قطعی شد تا می توانیم از این قضاوت خود دست برنداریم مگر این که به خوب شدن او یقین کنیم.
فریبکار بودن و ی بودن بعضی از آدمها اگر برای ما ثابت شده باشد مثل بعضی از اطرافیانمان و یا بعضیهای دیگر مثل ت و اگر آنها آمدند طوری حرف زدند که انگار دیگر با ما بد نیستند, مواظب باشیم که گولشان را نخوریم مگر این که آنقدر از آنها کار خوب ببینیم که نظرمان درباره آنها عوض شود.
خوش بحال آنان که ذهنشان آینه حقیقت است!



قرضی که ادای آن ضمانت شده است

درخواست حذف اطلاعات

قرضی که ادای آن ضمانت شده است

یکی از سنت های سفارش شده در روز غدیر، پذیرایی از مؤمنین و اطعام دادن به آنهاست.
اطعام یعنی خوراک دادن و تغذیه . این واژه فراگیرتر از تفطیر یا افطاری دادن است. (چرا که یکی از نام های روز غدیر: «یوم تفطیر صائمین» می باشد که به ثواب افطاری دادناشاره می کند.

زهرا اجلال/کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
تفسیر قرآن برای نوجوانان
تفطیر روزه داران را فرا می گیرد، لیکن اطعام پذیرایی و تغذیه است چه روزه دار باشند و چه نباشند.
صادق علیه السلام یکی از وظایف عید غدیر را چنین فرمودند: «و اطعام اخواتک» و برادرانت را اطعام بده. (اقبال/ ص 475)
رضا علیه السلام می فرمایند: «و من اطعم مومناً کان کمن اطعم جمیع الانبیاء و الصدیقین» (همان/ص 465)
ی که مؤمنی را (روز غدیر) اطعام دهد، مثل ی است که همه ان و صدیقان را اطعام داده باشد.
خداوند در سوره انسان (دهر) به سیره و سنت اهل بیت (علیهم السلام) به موضوع اطعام اشاره می کند و بیان می دارد که آن حضرات برای خشنودی خدا به مسکین و یتیم و اسیر کافر اطعام کرده و از غذای خویش گذشته و به سیر آنان پرداختند. (انسان آیات 5 تا 8)
آن چه در اطعام آنان مورد توجه قرآن قرار گرفته آن است که اهل بیت (علیهم السلام) نه برای پاداش و یا تعریف و تمجید و امور دیگر بلکه تنها برای رضا و خشنودی خدا از غذایی که مورد نیاز خود آنان بوده گذشته و آن را به افراد نیازمندی که در میان آن کافر اسیری نیز بوده است داده اند.



بدون پیدا...

درخواست حذف اطلاعات

 علی (ع):نرسیدن خیرت به دوستان به دوستی آنان به دیگران می انجامد غررالحکم،ح9783
لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ (توبة: 128)
به یقین، رسولى از خود شما بسویتان آمد که رنجهاى شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!

نازنین ترین آدم روی زمین است. تنها ماه آسمان همه بشر است. تنها درختی است که همه نوع میوه از همه صفتهای خوب را می توان روی شاخه هایش را دید.
چهار خصوصیت عمده دارد:
اول این که «من انفسکم» از خودتان است. از خودمان است. خودی است, خودمونی است. از تولد و نوزادی و کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی اش و بعد پیری و مرگش همه بخوبی مطلع هستید. از آن طرف دنیا نیامده است. در میان خود شما زندگی کرده است و بدیها و خوبیهای شما را دیده است. و شما جز خوبی از او ندیده اید.
دوم این که «عزیر علیه ما عنتم» رنج شما, رنج اوست! زحمت شما زحمت اوست! آنچه شما را به رنج و زحمت بیاندازد انگار او را به رنج و زحمت انداخته است! اگر انواع افات زندگی شما اینقدر پر مصیبت ساخته و یا انواع جنگها آسایشی برای شما نگذاشته و یا شرک و بت پرستی و دوری نمودن از دستورات ان شما را از هرگونه رشدی بازنگه داشته و یا تسلط ربا خوران یهودی اقتصاد شما را فلج نموده اینها همه را به شدت آزرده می سازد و به فکر چاره ای وامی دارد.
سوم این که: «حریص علیکم» برای ایمان آوردن شما حرص می زند. حرصش پسندیده است چون نمی خواهد خودش نفعی ببرد, می خواهد شما سودی ببرید. او به شدت دنبال این است که یک نفر هم عاقبتش دوزخ نباشد و همه به بهشت بروند گرچه خودش می داند که بسیاری از انسانها از اختیاری که خدا به آنها داده سوء استفاده می کنند و لذتهای زودگذر دنیا را بر سعادت ابدی ترجیح می دهند و جای خویش را در بهشت به دیگران تحویل می دهند ولی با این همه همه تلاشش را می کند که زندگی شما را در دنیا و آ ت بهشتی سازد.
چهارم این که «بالمؤمنین رؤف رحیم» با این که نسبت به همه انسانها به شدت احساس مسؤولیت می کند و خواهان رشد آنهاست ولی اصل دلسوزی و مهربانی و رحمتش اختصاص به مؤمنین دارد. به انی که گوش به سخنانش دادند و او را باور نمودند و دروغگویش نپنداشتد و نسبت جاودگر به او ندادند و قرآنش را یک دفتر شعر ندانستند و در لحظه های مختلف با فدا نمودن و جان و ان دین او را یاری د.
بهترین صفت هر ی که ریاست عده ای را به عهده دارد این است که مدام به فکر رشد و آسایش آنها باشد. چنانچه خداوند آمدن این چنین شخصی را به مردم این جهان مژده می دهد.
و خدای ما آنقدر مهربان است که بهترین ها را برای راهنمایی ما می فرستد! خدای ما همه بهترین ها را به ما اختصاص داده است! خدایا آنقدر دوست دارم که گاهی احساس می کنم ام تنگ شده است و اشکم با بغض می خواهد بیرون بجهد.



ستم بر خود

درخواست حذف اطلاعات

 علی (ع): دوست ادم نادان در گزند و نابودی است ستم بر خود
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ (یونس: 23)
ای مردم! ستم شما به ضرر خود شماست!

ی را دیدم که شاخه ای را روی نشسته بود می برید!! چاهی را که خودش کنده بود درونش پرید!! و جام زهی را که برای دیگری دست کرده بود خودش نوشید!! و بر سرش می کوبید و خیال می کرد بر سر دیگری را می کوبد و خوشحال بود!!
ی را دیدم که به خودش ناسزا می گفت و خیال می کرد به دیگری می دهد او هم خوشحال بود!!
ی را دیدم و باز ی دیگری دیدم و باز و باز تا این که طاقتم سر آمد از خداوند خواستم چشم برزخیم را کور کند چون دیگر نمی توانستم زندگی کنم.
حالا می بینم که ی شاخه زیر پای دیگری را می برد و ی را در چاه می اندازد و جام زهر به ی می خوراند و بر سد دیگری می کوبد و ش می دهد!
چقدر زیبا می شد همه می فهمیدن این حقیقت را که «آنچه ستم به دیگران کنی, به خودت ستم کرده ای!»
چگونه می شود که ستم به دیگران ستم به خود است؟ مثلا ی که دیگران آزار می دهد و یا مال آنها را می د و یا شخصی را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و یا حتی او را به قتل می رساند. و یا از دادن حق دیگران خود داری می کند و همچنین ظلم های دیگر ... آیا همه اینها ظلم به خود است؟
هر ظالمی که ستمی در حق دیگری می کند به راستی چرا این کار را می کند؟ برای این که در دنیا لذتی بیشتر ببرد یا به طرف مقابل بگوید من زورم از تو بیشتر است و یا برای این که بیشتر زندگی کند.
ظالم با ستمی که می کند نه تنها به هدفش نمی رسد که بیشتر از هدفش دور می شود این همان ستمی است که با ستم به دیگرن به خودش روا داشته است.
ی که دیگران را آزار می دهد یقینا در زمانی دیگر خودش نیز آزار خواهد دید. ی که لذت خود را در اذیت نمودن دیگران می بیند, روزی ی هم یافت خواهد شد که لذتش را در اذیت نمودن او ببیند. ی که برای زنده بودن بیشتر عمر ی را کوتاه می کند, از عمر بیشتری که می کند جز زجر و زحمت چیزی عائدش نمی شود.
خلاصه این که ستم به دیگران آغازی است برای این که دیگران بیشترین ستم ها را در حق او روا دارند. و خود ستمگر باعث این ستمها شده است پس خودش به خودش ظلم نموده است.
این مربوط به عواقب ستمگری در دنیا است و اما اصل عقوبت ظلم در آ ت است. فرد با ظلم و تعدی و از بین بردن حقوق دیگران جایگاهی را که در بهشت دارد از دست داده و جایگاهی در دوزخ برای خودش مهیا می کند. آیا این ستم به خود نیست؟ جسمی که می توانست در بهشت بهترین آسایشها و آرامشها را داشته باشد, اینک باید بسوزد و بسوزد و بسوزد.
خدایا آنچه از ظلم و ستم از ما سرزده بر ما ببخش و توفیقمان ده تا از مظلومین حلالیت بطلبیم. خدایا قلبشان را از ما راضی گردان!




ویژه نامه شهادت مظلومانه جعفرصادق علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات



۩* ŏ * ۩ درسوگ شهادت صادق آل طاها ۩* ŏ * ۩
ویژه نامه شهادت مظلومانه جعفرصادق علیه السلام



قالَ الا مامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ علیه السلام :

قَضاءُ حاجَةِالْمُؤْمِنِ اءفْضَلُ مِنْ اءلْفِ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلةٍ بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ اءلْفِ
رَقَبَةٍ لِوَجْهِ اللّهِ، وَ حِمْلانِ اءلْفِ فَرَسٍ فى سَبیلِ اللّهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.


فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤ من از هزار حجّ مقبول و آزادى
هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است .

اءمالى الصدوق : ص 197.








شناخت مختصری از زندگانی صادق (ع)

درخواست حذف اطلاعات

شناخت مختصری از زندگانی صادق (ع) جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن طالب علیهم السلام، ششمین شیعیان، و پنجمین از نسل المؤمنین (ع) کنیه او ابو عبد الله و لقب مشهورش «صادق » است. لقبهای دیگری نیز دارد، از آن جمله صابر، طاهر، و فاضل. اما چون فقیهان و محدثان معاصر او که شیعه وی هم نبوده اند، حضرتش را به درستی حدیث و راستگویی در نقل روایت بدین لقب ستوده اند، لقب صادق شهرت یافته است و گرنه ی را که منصوب از طرف خدا و منصوص از جانب ان پیش از اوست، راستگو گفتن آفتاب را به روشن وصف است. که: مدح تعریف است و ت یق حجاب فارغ است از شرح و تعریف آفتاب مادح خورشید مداح خود است که دو چشمم روشن و نامر مد است(1) ابن حجر عسقلانی او را چنین وصف می کند: الهاشمی العلوی، ابو عبد الله المدنی الصادق (2) و هم او نویسد ابن حبان گوید در فقه و علم و فضیلت از سادات اهل یت بود. (3) ولادت او ماه ربیع الاول سال هشتاد و سوم از هجرت رسول خدا (ع) ، و در هفدهم آن ماه بوده است. ولی بعض مورخان و تذکره نویسان ولادت حضرتش را در سال هشتادم از هجرت نوشته اند (4) و در ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به دیدار پروردگار شتافت. (5) مدت زندگانی او شصت و پنج سال بوده است. (6) ابن قتیبه نویسد: جعفر بن محمد، کنیه او ابو عبد الله است و جعفریه بدو منسوب اند به سال یکصد و چهل و شش در مدینه درگذشت. (7)



پرتوی از رخدادهای عصر صادق علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

پرتوی از رخدادهای عصر صادق علیه السلام 1- ششمین اخترتابناک آسمان ت حضرت جعفر صادق(ع) در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه و در زمان عبدالملک بن مروان بن حکم دیده به جهان گشود. مادر آن حضرت «ام فروه » دختر قاسم (1) بن محمد بن ابوبکر می باشد. ایشان درسال 148 هجری به دستور منصور عباسی به وسیله انگور زهرآلودمسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع ودر جوار ائمه بقیع (2) قرار دارد. (3) بعضی ولادت ایشان را روز هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده اند. (4) درباره زمان شهادت نیزگروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان د. (5) 2- صادق(ع) مدت 12 تا 15 سال بنابر اختلاف با سجاد(ع) و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت 19 سال با باقر(ع) زندگی کرد و توانست به مقدار لازم از من دانش این دوبزرگوار، خوشه چینی نماید. مدت ت ایشان 34 سال به طول انجامید (6) که 18 سال در دوره اموی و16 سال در دوره عباسی بوده است. (7) 3- خلفای اموی معاصر جعفر صادق(ع) به ترتیب عبارتند از:



ویژه نامه شهادت مظلومانه جعفرصادق علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات





شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است.
صبح با بغضی در گلو از راه می رسد.
آسمان رجز می خواند.

آفتاب بر پیکر ساقه ها، دیوانه وار می پیچد و خلقت،
سر در گریبان سوگوار خوش فرو برده است.

خورشید، یک بار دیگر غروب خواهد کرد.
غروبی طاقت ستیز خورشید،
یک بار دیگر از پلّکان اندوه زمین بالا خواهد رفت
و در آن سوی ستاره ها بر اهالی آسمان فرود خواهد آمد.

خورشید در حوالی بی چون خویش خواهد درخشید.
شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است.

آغاز باران های جهان نزدیک می شود. شیون سپیده دم،
در گوش تا گوش خاک می غلتد.

باد نعره می کشد و دشت بر مزار
خزانی خویش، مادرانه می میرد.

خورشید، یک بار دیگر غروب کرده است ـ
غروبی طاقت ستیز

با این زمستان جهنده در استخوان های
مدینه چه باید کرد؟!






دستور العمل اخلاقی صادق علیه السلام به " عنوان بصری"

درخواست حذف اطلاعات



دستور العمل اخلاقی صادق علیه السلام به " عنوان بصری"


این روایت از حضرت جعفر صادق "علیه السّلام" منقول است ، علامه مجلسی آن را در کتاب «بحار الانوار» آورده است ؛ دستورالعمل جامعی است درشیوه تهذیب وپاک سازی جان ونفس. ما در اینجا عین الفاظ و عبارات روایت را با ترجمه اش بدون هیچ ه تصرّفی می آوریم تا محبّا ن و عاشقان قرب حق از آن بهره مند گردند:
أَقُولُ: وَجَدْتُ بِخَطِّ شَیْخِنَا الْبَهَآئِیِّ قَدَّسَ اللَهُ رُوحَهُ مَا هَذَا لَفْظُهُ:
قَالَ الشَّیْخُ شَمْسُ الدِّینِ مُحَمَّدُ بْنُ مَکِّیٍّ: نَقَلْتُ مِنْ خَطِّ الشَّیْخِ أَحْمَدَ الْفَرَاهَانِیِّ رَحِمَهُ اللَهُ، عَنْ عُِنْوَانِ الْبَصْرِیِّ؛ وَ کَانَ شَیْخًا کَبِیرًا قَدْ أَتَی عَلَیْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَةً.
قَالَ: کُنْتُ أَخْتَلِفُ إلَی مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ سِنِینَ. فَلَمَّا قَدِمَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ الْمَدِینَةَ اخْتَلَفْتُ إلَیْهِ، وَ أَحْبَبْتُ أَنْ ءَاخُذَ عَنْهُ کَمَا أَخَذْتُ عَنْ مَالِکٍ.

« ـ میگویم : من به خطّ شیخ ما: بهاء الدّین عامِلی " قَدَّس الله " روحَه چیزی را بدین عبارت یافتم :
شیخ شمس الدّین محمّد بن مکّیّ: (شهید اوّل ) گفت : من نقل می کنم از خطّ شیخ احمد فراهانی " رحمه الله "از عُنوان بصری ؛ در حالیکه وی پیرمردی کهنسال بود که از عمرش نود و چهار سال سپری می گشت . او چنین گفت : من به نزد مالک بن أنس رفت و آمد داشتم . تا اینکه جعفر صادق " علیه السّلام " به مدینه آمد، من خدمت او رفت و آمد داشتم ، و دوست داشتم همانطورکه از مالک تحصیل علم کرده ام ، نزد او نیز تحصیل علم نمایم .»
فَقَالَ لِی یَوْمًا: إنِّی رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِکَ لِی أَوْرَادٌ فِی کُلِّ سَاعَةٍ مِنْ ءَانَآءِ اللَیْلِ وَ النَّهَارِ، فَلاَ تَشْغَلْنِی عَنْ وِرْدِی ! وَ خُذْ عَنْ مَالِکٍ وَ اخْتَلِفْ إلَیْهِ کَمَا کُنْتَ تَخْتَلِفُ إلَیْهِ.

«روزی آن حضرت به من گفت : من مردی هستم تحت مراقبت دستگاه حکومتی (آزاد نیستم و وقتم در اختیار خودم نیست ) و علاوه بر این ، من در هر ساعت از ساعات شبانه روز، أوراد و اذکاری دارم که بدانها مشغولم . تو مرا از وِردم و ذِکرم باز مدار! و علومت را که میخواهی ، از مالک بگیر و مانند گذشته نزد او رفت و آمد کن ،
فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِکَ، وَ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ، وَ قُلْتُ فِی نَفْسِی : لَوْ تَفَرَّسَ فِیَّ خَیْرًا لَمَا زَجَرَنِی عَنِ الاِخْتِلاَفِ إلَیْهِ وَ الاْخْذِ عَنْهُ.
فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهِ، ثُمَّ رَجَعْتُ مِنَ الْغَدِ إلَی الرَّوْضَةِ وَ صَلَّیْتُ فِیهَا رَکْعَتَیْنِ وَ قُلْتُ: أَسْأَلُکَ یَا اللَهُ یَا اللَهُ! أَنْ تَعْطِفَ عَلَیَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ، وَ تَرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِهِ مَا أَهْتَدِی بِهِ إلَی صِرَاطِکَ الْمُسْتَقِیمِ!

«از این جریان اندوهگین گشتم و از نزد وی بیرون آمدم ، با خود گفتم : اگر حضرت در من اندک خیری می دید، مرا از رفت و آمد به نزد خودش ، و تحصیل وبهره گیری ازدانشش منع نمی کرد.
پس داخل مسجد رسول الله "صلّی الله علیه و ا´له "شدم و بر آن حضرت سلام . سپس فردای آن روز به سوی روضه برگشتم و در آنجا دو رکعت گزاردم و عرض : ا خدایا! خدایا! من از تو می خواهم قلب جعفر را به من متمایل فرمائی ، و از علمش اندکی روزی من نمائی تا بتوانم بدان ، به راه مستقیم و استوارت راه یابم !»

وَ رَجَعْتُ إلَی دَارِی مُغْتَمًّا وَ لَمْ أَخْتَلِفْ إلَی مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ لِمَا أُشْرِبَ قَلْبِی مِنْ حُبِّ جَعْفَرٍ.
فَمَا خَرَجْتُ مِنْ دَارِی إلاَّ إلَی الصَّلَوةِ الْمَکْتُوبَةِ، حَتَّی عِیلَ صَبْرِی .
فَلَمَّا ضَاقَ صَدْرِی تَنَعَّلْتُ وَتَرَدَّیْتُ وَ قَصَدْتُ جَعْفَرًا، وَ کَانَ بَعْدَ مَا صَلَّیْتُ الْعَصْرَ.

« با حال اندوه و غصّه به خانه ام باز گشتم ؛ چون دلم از محبّت جعفر ا گردیده بود، دیگر نزد مالک بن أنس نرفتم . و از منزلم خارج نشدم مگر برای واجب (که باید در مسجد با جماعت بجای آورم ) تا جائیکه صبرم تمام شد.
در حالی که ام گرفته بود و حوصله ام سر رفته بود نعلَین خود را پوشیدم و ردای خود را بر دوش افکندم و قصد زیارت و دیدار جعفر را ؛ و این هنگامی بود که عصر را بجا آورده بودم .»




پای درس معلم مکتب

درخواست حذف اطلاعات

پای درس معلم مکتب مردى از صادق علیه السلام اندرزى درخواست نمود! آن حضرت به او فرمودند: 1) اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟! 2) اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟ 3) و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟! 4) و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟! 5) و اگر کیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟! 6) و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟! 7) و اگر (کارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟! 8) ) و اگر گذر بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟! 9) و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟! 10) و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟! ابوالفضل صالح صدر



منظور از کامل شدن دین در روز غدیر چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

منظور از کامل شدن دین در روز غدیر چیست؟



نعمت ولایت از همه نعمت ها برتر است که در روز غدیر با تحقق بیعت عمومى براى ولایت عترت، این نعمت برتر پروردگار کامل شد. ""و اتممت علیکم نعمتى.""

تفسیر قرآن برای نوجوانان
همه نعمت ها و خوبی ها، صلح و آرامش، امنیت و رفاه، همه و همه در سایه حاکمیت است، و حاکمیت پس از رسول خدا "صلی الله و علیه وآله" در پرتو ولایت عترت است، پس نعمت ولایت از همه نعمت ها برتر است که در روز غدیر با تحقق بیعت عمومى براى ولایت عترت، نعمت برتر پروردگار کامل شد. ""و اتممت علیکم نعمتى.""

منظور از کامل شدن دین و اتمام نعمت در آیه "الْیَوْمَ أَکْمَلْت لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْت عَلَیْکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیت لَکم الإِسْلاَمَ..."(مائده، 3) چیست ؟
در قرآن کریم، نعمت وقتی به شکل مطلق می آید به معنای ولایت است. اتممت علیکم نعمتی یعنی با نصب المومنین نعمت ولایت را بر شما تکمیل . اکرم (صلی الله و علیه وآله) در آن چند سالی که دوره ی و نبوتشان بود، وقت کافی برای بیان همه احکام را نداشتند. هر چند که قرآن کریم به طور کامل بر (صلی الله و علیه وآله) نازل شد اما قرآن حکم قانون اساسی را دارد و بیشتر، کلیات را بیان کرده است و جزئیات دین و فقه و اخلاق و معارف ی در قرآن نیامده است و این مسئله نیاز به شخصیتی دارد که با غیب در ارتباط است و معصوم است تا آنها را برای مردم بازگو کند.



بهترین راه برای اثبات ت علی علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

بهترین راه برای اثبات ت علی علیه السلام

تمسک به قرآن و روایاتی که توضیح آنها در کتب اهل سنت نقل شده است، بهترین راه برای اثبات ت علی (علیه السلام) برای اهل سنت می باشد.



تفسیر قرآن برای نوجوانان
در قرآن مجید آیات فراوانی داریم که به بیان و اثبات ت حضرت علی (علیه السلام) و دیگر ائمه طاهرین دل دارد. و البته دل این آیات با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی صلی الله و علیه وآله در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است.
در کتاب های اهل سنت روایتی آمده است که اکرم (صلی الله و علیه وآله) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند تو مؤمنان، پیشوای باتقوایان، آقای جانشینان ان، وارث علم 124 هزار ، بهترین صدیق، والا مقام ترین انسان خوب، همسر سرور تمام ن جهانیان و چراغ بعد از من بر تمام مردم هستی و هر ی تو را ولی خود انتخاب کند، بهشت بر او واجب می شود؛ ی هم که تو را از زندگی خویش حذف کند، جهنم بر او واجب می شود؛ سپس اکرم (صلی الله و علیه وآله) ادامه می دهند که «ای علی به حق ی که مرا به ی انتخاب کرد و من را به تمام جنبندگان عالم برتری داد، اگر انسانی هزار سال خدا را عبادت کند، عبادتش بدون ولایت تو و ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) قبول نمی شود؛ خدای متعال ولایت تو را هم از ی نمی پذیرد مگر این که از دشمنان تو و دشمنان ائمه معصومین (علیهم السلام) برائت داشته باشد» [سیوطی در کتاب جامع الصغیر ج ۲ ص ۵۶]
در ادامه به آیاتی در باب ولایت مؤمنان (علیه السلام) است اشاره می کنیم:
آیه ولایت

در آیه ولایت، ولایت حضرت علی (علیه السلام) در ردیف ولایت خدا و (صلی الله و علیه وآله) قرار داده شد



راه نجات از افکار ی

درخواست حذف اطلاعات

راه نجات از افکار ی

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّه هوَ السَّمیع الْعَلیم»؛ «و هر گاه وسوسه هایى از متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنوده و داناست!» [فصلت، آیه 36]

تفسیر قرآن برای نوجوانان
بنابراین، بهترین کار این است که در آن لحظه به جای پناه بردن به و انجام گناه، به خدای متعال پناه برد و از او یاری بجوییم. البته برای این که بتوانید در آن لحظات بحرانی واقعا از خداوند یاری بجویید، لازم است که در زمان های دیگر هم مراقبت کنیم و اهل ذکر باشیم. هیچ وقت دست بردار انسان نیست، پس باید همواره مراقب بود و با ذکر کثیر، دل و جان خود را به سوی بندگی خداوند سوق داد: «یا أَیّهَا الَّذینَ آمَنوا اذْکروا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً»؛ اى انى که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید.» [احزاب، آیه۴۱]
استغفارهایی هم که برای طول روز بیان شده انجام دهید. این استغفارها موجب می شود که هر روزه خود را شستشو دهید و اجازه ندهید که به شما نزدیک شود: (بعد از صبح، صد بار بعد از عصر، هفتاد بار قبل از خواب، صد بار) .افکار انسان ها مانند اتومبیلی است، که اگر کنترل نشود ممکن است به هر طرف برود، اما یک راننده ماهر می تواند آن را در یک مسیر صحیح به حرکت در آورده و به سر منزل مقصود برساند. برای کنترل و هدایت افکار سعی و تلاش زیادی لازم است تا دچار وسوسه های ی نشود. اگر انسان اثرات و عواقب افکار ناپسند را در نظر داشته باشد سعی خواهد کرد فکر خود را در مسیر صحیح هدایت کند.
از طرفی این نکته را یادآور می شویم که فکر گناه تا به مرحله عمل نرسیده، اگر چه ممکن است زمینه گناه را فراهم آورد و از این نظر باید به شدت از آن احتراز شود، ولی در عین حال خود آن گناه نیست؛ برخلاف نیت و فکر کار نیک که اگر به وسیله مانعی به مرحله عمل هم نرسد، در نزد خدا به منزله همان عمل خوب شمرده می شود.این نکته را هم نباید فراموش کرد که ستیز و مجاهده با کارى مستمر و دایمى است و تا انسان در این عالم زنده است و زندگى مى کند ادامه دارد. و دام هاى براى انسان هاى با تقوا و داراى کمال و شناخت بیشتر، ظریفتر و پیچیده تر و مخفى تر است. نخستین گام در مبارزه با این است که اطاعت از او را به تدریج کم نموده و به آهستگى از شبکه هاى دام او خارج شویم هر چند در این مبارزه ممکن است پاى انسان بلغزد و در مواردى فریب او را بخورد.
فکر گناه تا به مرحله عمل نرسیده، اگر چه ممکن است زمینه گناه را فراهم آورد و از این نظر باید به شدت از آن احتراز شود، ولی در عین حال خود آن گناه نیست؛ برخلاف نیت و فکر کار نیک که اگر به وسیله مانعی به مرحله عمل هم نرسد، در نزد خدا به منزله همان عمل خوب شمرده می شود



آیا اصرار در دعا و طلب حاجت اشکال دارد؟

درخواست حذف اطلاعات

آیا اصرار در دعا و طلب حاجت اشکال دارد؟

گاهی گفته می شود که در دعا اصرار نکنید یا به تعبیر عامیانه: به زور چیزی رو از خدا نگیرید ...
حالا این سوال برای من مطرح است: مگر ما معتقد نیستیم که خدا قدرت دارد که کن فی کند و قادر است هر کاری را انجام دهد، پس چرا نباید اصرار در دعاداشته باشیم؟!


تفسیر قرآن برای نوجوانان
دعا به محضر خداوند به معنی نفی قدرت های غیر الهی و ابراز اعتقاد توحیدی نسبت به مبدا هستی است. دعا مغز عبادت و مظهر بندگی به در گاه خداوند متعال و قرار گرفتن در مسیر اه متعالی زندگی می باشد. خواسته های ما نیز وقتی شایسته اجابت است که در همین راستا باشد.
شایسته نیست خدای متعال که هدف زندگی انسان را عبادت و قرب به خودش قرار داده است، انسان را در رسیدن به خواسته هایی که به او برای پیمودن این مسیر کمک می کند، یاری نرساند یا خواسته هایی را اجابت کند که مانع عبادت و قرب است.
بعضی مردم نیازها و خواسته های مادی خود را به صورت یک هدف استراتژیک زندگی برای خود تعریف و برای رسیدن به آن به قدری پافشاری می کنند که دعا ایشان صورت نامعقولی به خود می گیرد، تا جایی که ممکن است این موضوع آنها را به وادی ناامیدی و بی ایمانی بکشاند. این نوع نگرش صحیح نیست.



توجیه گناه، راهی برای انجام آن!

درخواست حذف اطلاعات

توجیه گناه، راهی برای انجام آن!

تفسیر قرآن برای نوجوانان
تهدیدهایى که در قرآن براى أخذ ربا و پذیرش حاکمیّت طاغوت آمده، براى قتل، ظلم، شرب خمر، و نیامده است و حرمت ربا نزد تمام فرق ى، قطعى و از گناهان کبیره است. الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (بقره ـ 275)
انى که ربا مى‏خورند، (در قیامت از قبرها) بر نمى‏خیزند مگر همانند برخاستن ى که بر اثر تماس ، آشفته و دیوانه شده است. (نمى‏تواند تعادل خود را حفظ کند، گاهى زمین مى‏خورد و گاهى بر مى‏خیزد) این (آسیب) بدان سبب است که گفتند: داد و ستد نیز مانند ربا است. در حالى که خداوند ید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است. پس هر که موعظه‏اى از پروردگارش به او رسید و (از ربا خوارى) خوددارى کرد، آنچه در گذشته (از طریق ربا به دست آورده) مال اوست، و کار او به خدا واگذار مى‏شود. امّا انى که (دوباره به ربا خوارى) بازگردند، آنان اهل آتش خواهند بود و در آن جاودانه مى‏مانند.
به دنبال بحث درباره انفاق در راه خدا و بذل مال براى حمایت از نیازمندان، در این آیات از مسأله ربا خوارى که درست بر ضد انفاق است، سخن مى‏گوید و در حقیقت هدف آیات گذشته را تکمیل مى‏کند، زیرا ربا خوارى موجب افزایش فقر در جامعه و تراکم ثروت در دست عده‏اى محدود و محرومیت اکثر افراد اجتماع است.
انفاق سبب پاکى دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه، و ربا خوارى سبب پیدایش بخل و کینه و نفرت و ناپاکى است.
«الرِّبا»، در لغت به معناى زیادى و افزایش است و در شریعت به معناى زیاده گرفتن در وام یا بیع است.
مورد ربا، یا پول است یا جنس. گاهى پول را قرض مى‏دهد و بیش از آنچه داده باز پس مى‏گیرد، که این رباى در وام است و گاهى جنسى را مى‏دهد و مقدار بیشترى از همان جنس را تحویل مى‏گیرد، که این نیز در مواردى ربا مى‏شود. رباخوار در قیامت همچون دیوانگان محشور مى‏شود، چرا که در دنیا روش او باعث بهم خوردن تعادل جامعه گردیده است. ثروت پرستى، چشم عقلش را کور کرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتى و کینه را بر مى‏انگیزد که فقر و کینه سبب انفجار شده و اصل مالکیّت را نیز متز ل مى‏کند. براى این افراد، گویا ربا اصل و ید و فروش فرع است، فلذا مى‏گویند: بیع و معامله هم مثل رباست و تفاوتى ندارند



گوش به قرآن

درخواست حذف اطلاعات

 علی (علیه السلام): شَرطُ المُصاحَبَةِ قِلَّةُ المُخالَفَة شرط ه نی کم مخالفت است عیون الحکم و المواعظ، ص298 گوش به قرآن
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (أعراف: 204)
هنگامى که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید!

قرآن که می خوانند خوب گوش بده و ت باش!
شاید بگی: «من وقتی از قرآن سر در نمی آرم, خوبِ خوب هم که گوش بدم چیزی ازش سر در نمی آرم, پس چرا باید به قرآن گوش بدم و یا حتی آن را بخوانم؟! ببخشید ها! قصد بی احترامی به قرآن را ندارم من نوکر قرآن هم هستم ولی این یک واقعیت هست که گفتم, اصلا چرا باید قرآنی که به زبان خودمان نیست هی بخوانیم. لااقل توصیه کنید ترجمه آن را بخوانیم»
وقتی انسان متوجه می شود کت هست که خیلی جذاب است و نویسنده ای بزرگ آن را نوشته و خواندن آن می تواند بسیاری از مشکلات فرد را حل کند بگونه ای که برای حل این مشکلات اصلا چاره ای جز خواندن این کتاب نیست, ولی از آن طرف این کتاب به زبان خارجی نوشته شده است. اینجا باید چکار کرد آیا چاره ای جز این هست که فرد باید برود آن زبان خارجی را یاد بگیرد تا بتواند با آن کتاب ارتباط برقرار نماید. آدمها برای حل مشکلاتشان خیلی هزینه می کنند. خب این هم یک هزینه.
قرآن تنها کت است که حرف حرف آن درست و حق است. نویسنده آن خداوند است. همه کلمات آن سخنان اوست. شفاء همه دردهای بشر در آن قرار دارد. هیچ تر و خشکی نیست مگر این که در آن از آن سخن گفته شده است. هرچه انسانها به دنیال آن هستند تنها و تنها می توانند در قرآن بیابند.
وقتی قرآن دارای این چنین موقعیتی است چرا انسانها اینقدر نسبت به آن نامهربان و بی توجه هستند؟! آ چرا؟! اشک انسان در می آید وقتی اینقدر غربت و مظلومیت قرآن را می بیند!!
چرا اینقدر بچه در درس عربی خود ضعف هستند؟ مگر زبان عربی زبان قرآن نیست؟ مگر کتاب آسمانی ما مسلمانان قرآن نیست. چرا با زبان کتاب آسمانی خود اینقدر ناآشناییم. نگاه کن ببین چقدر دانش آموزان به کلاسهای زبان می روند. چدر و مادرها آنها را تشویق می کنند که به این کلاسها برو! که چه؟ که مثلا در آینده در شغلش مؤثر باشد و نهایتا پول بیشتری در بیاورد! همین!
وقتی قرآن می گوید موقعی که قرآن می خوانند گوش دهید یعنی این که مقدمات فهمیدن قرآن را فراهم کنید و بعد با دقت گوش بدهید ببینید قرآن چه می گوید.
بین «استمعوا» و «اسمعوا» فرق می کند. اولی به معنای گوش فرا دادن است و دومی به معانی گوش دادن. در اولی باید دقت تا نچه به گوش می خورد را فهمید ولی در دومی لامز نیست دقت کند مهم آن است که گوشش را برای امواج صوتی که به طرفش می آید تیز کند, همین!
آنچه در باره شنیدن قرآن گفته شده است, «استمعوا» است نه «اسمعوا», گوش فرا دادن است نه گوش دادن. و گوش فرا دادن هم نیازمند درک است و درک قرآن هم مقدماتی می خواهد که اولین آن آشنایی با زبان عربی است.



بدترین جنبنده

درخواست حذف اطلاعات

 علی «ع)أفضلُ الأدبِ أن یَقِفَ الإنسانُ عند حَدِّه و لا یَتَعدّى قَدْرَهُ . برترین ادب، آن است که انسان در حد خود بایستد و از اندازه خویش فراتر نرود میزان الحکمه،ج1،ص101 بدترین جنبنده
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ (أنفال: 22)
بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که شه نمى‏کنند.

می گویند: روباه مکار است, گرگ خونخوار است, خوک ران است, گربه چاپلوس است, کلاغ است, موش کثیف است و ... اینها نسبتهایی است که انسانها به حیوانات می دهند.
آیا این نسبتها واقعیت دارد؟ مهم نیست که پاسخ این سؤال مثبت باشد یا منفی مهم آن است که ببینیم انسان چه وضعیتی دارد.
در میان همه موجوداتِ شریر و بدجنس, انسانی که حق را نمی شنود و از گفتن سخن حق طفره می ورد بدترین است. مهم این است که این نکته را خوب بفهمیم.
فرق انسان و حیوان در این است که انسان می تواند پشت به حقیقت کند و آنچه را که می داند درست نیست انجام دهد و آنچه را که می داند حق است انکار کند و آنچه را که می داند باید به آن اقرار کند اقرار نکند.
ولی حیوان این گونه نیست. هر کاری می کند در نظرش کار درست است. اگر گرگ می درد طبیعتش این گونه است. اگر عقرب نیش می زند خداوند او را اینگونه خلق نموده است. اگر گربه خودش را برای صاحبش لوس می کند این راهی است برای بدست آوردن روزی اش, او کار درستی می کند.
انسان را خداوند پاکِ پاک آفریده است. او خودش ناپاکی را بر می گزیند. نگاه کن چقدر برادرها, خواهرها با هم فرق می کنند, چقدر اقوام و خویشانت با یکدیگر متفاوت هستند با این که همه در یک خانواده رشد کرده اند و از نظر سالم بودن و فاسد بودن محیط در یک وضعیت قرار داشته اند ولی کم کم که بزرگ شدند با یکدیگر متفاوت گشتند. این نشان این است که آنها خودشان سرنوشتشان را نوشتند.
خداوند چشم داده است برای دیدن و گوش داده است برای شنیدن و زبان داده است برای گفتن, حال اگر انسانی نخواهد از این ابزار به نفع خودش استفاده کند و بخواهد چشم به روی حقیقتها ببندد و گوش به سخنان حق ندهد و زبان به حقیقت نگشاید, کور و کر و لالی شود که نخواهد درک کند و بفهمد و بی شد و عقلش را بکار اندازد, اگر انسانی بخواهد این گونه باشد دیگر کدام جنبنده می تواند بدتر از او باشد؟!
در جهان هستی که تنها قدرتمند در آن خداوند است, این انسان است که بر اساس سوء استفاده از قدرتی که خداوند به او داده است, روبروی خدا می ایستد. چه موجودی بدتر از انسان. قرآن می گوید: مرگ بر انسان که چقدر ناسپاس است!
چه نعمتی بالاتر از اختیار برای خوب بودن و بد گشتن؟! و چه شکری بالاتر از سوء استفاده ن از این اختیار و در نتیجه خوب بودن و چه کفران و ناسپاسی بالاتر از این که از نعمت اختیار و انتخاب سوء استفاده کند.
خدایا من را آفریدی و زمام خودم را به گردنم نهادی, اختیارم را خود, به دست گیر و راهنمایم باش و دستم را بگیر و هیچ وقت رهایم نکن! خدای هیچ وقت رهایم نکن!




آداب دعا را از موسی علیه السلام بیاموزیم

درخواست حذف اطلاعات

آداب دعا را از موسی علیه السلام بیاموزیم

قرآن کریم در موارد متعددی از حضرت موسی علیه السلام برخوردها و تنش هایی را بازگو کرده است .
تفسیر قرآن برای نوجوانان
آنگاه که حضرت در مصر بود، آن مرد قبطی را با ضربه ای کشت و برای کشتن او نیز دلیل محکمی داشت. با این حال، وقتی راه های مقابله با رفتارهای منفی را بررسی کرد و زمینه حل مشکل را با راهی بهتر از آن چه انتخاب کرده بود، ممکن دانست، با پذیرش مسئولیت کار خود و این که می توانست راه بهتری را برگزیند، به درگاه خداوند چنین عرضه داشت : «پروردگارا به درستی که من به خود ستم . پس ببخشای بر من و خداوند بر او بخشود؛ زیرا او بخشنده و مهربان است. » (قصص : 16)
ادب بنده اقتضا می کند در مقام بندگی، به نقص کار خود بیشتر توجه داشته باشد، گرچه کارش مجاز باشد.

آداب دعا

یکی از آداب درخواست از خداوند این است که بنده فقط عرض حال کند و کلماتی به زبان نیاورد که از آن برداشت شود که در صدد است خداوند را به روند اجابت درخواست رهنمون کند. به همین دلیل، حضرت پس از آن که از مصر بیرون آمد و وارد مدائن گردید، برای دختران حضرت شعیب از چاه آب کشید و با شکم گرسنه در سایه درختی آرمید. به درگاه خداوند کریم ابراز حاجت کرد و به خواسته خود چشم دوخت و عرضه داشت : «پروردگارا، به هر چه که بر من نازل کنی، چه اندک و چه بسیار، محتاجم» (قصص : 24) . تشخیص الگوی بر آوردن خواسته من به عهده تو است. وظیفه من ابراز ح ی است که در درون من ایجاد شده است. من بیش از این نمی گویم تا شائبه بی ادبی استشمام شود.



قبول دعوت

درخواست حذف اطلاعات

/files/u1001/02/hadithg hy65.jpg قبول دعوت
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ (أنفال: 24)
اى انى که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را حیات مى‏بخشد!

آهای اونایی که مسلمان شدید و ایمان آوردید و می گویید ما حرفهای خدا را باور داریم!
آهای اونایی که باور کردید که خداوند خیر شما را می خواهد و به همین خاطر ش را فرستاده است تا شما را راهنمایی کند!
آهای اونایی که قبول دارید آ تی هست و با مردن همه چیز تمام نمی شود و تازه زندگی اصلی شروع می شود!
آهای مسلمین! آهای مؤمنین! آهای شیعیان! آهای همه دوست داران یک زندگی عالی! پاسخ خدا و ش را بدهید!
خداوند شما را می خواند! رسول شما را صدا می کند! آن ستاره روشن قطبی را می بینید! او جهت را به شما نشان می دهد, او نمی خواهد شم در دل این تاریکی گم شوید. نکند گم شوید که در این دشت گرگ بسیار است و ره ن همه آنچه داررید به غارت می برند. بترسید از وقتی که ایمانتان را و باورهای مذهبی اتان را ب ند, آنوقت دیگر زندگی نخواهید داشت.
ای مؤمنین وقتی خدا و رسولش شما را می خواند که زنده اتان کند و از این مردگی نجاتتان دهد پاسخش را بدهید! بالا ه ی که در چاه می افتد دستش را که می تواند بلند کند, ی دارد غرق می شود هم همینطور دستی که می تواند تکان دهد.
وقتی در دستانت را به قنوت بالا می بری یعنی: خدایا من آماده ام که دستانم را بگیری و کمک کنی تا از هرچه زندگی ام را فلج نموده است نجات پیدا کنم.
خیلی چیزها هست که زندگی انسان شبیه مرده می سازد. مثلا وقتی انسان نسبت به نیازمندان و فقرا بی تفاوت می شود و پولهایش را فقط ج خودش می کند دیگر چه تفاوتی با مرده ها دارد؟!
وقتی انسان کاری ندارد که دیگری مثلا دوستش و یا خویشش با این کار زشتی که انجام می دهد زندگی خود را از بین می برد ولی او را امر به معروف و یا نهی از منکر نمی کند چه فرقی با مرده های قبرستان می کند؟! آنها هم کاری به کار دیگران ندارند.
وقتی انسان به راحتی ظلم را می پذیرد و در مقابل ستمگران تسلیم می شود و هرچه بر سرش بکویند, اعتراض نمی کند, شده است مثل یک مرده که هرچه برسرش بیاورند خم به ابرو نمی آورد.
وقتی انسان آنقدر تنبل و بی حوصله می شود که حال هیچ کار مفیدی را ندارد و جز یک جسدی که بعضی وقتها حرکتی می کند و همین و بس, دو قدم بیشتر با یک مرده فرق ندارد.
دین آمده است تا با توصیه هایش و راه حل هایش و در کل همه معارفش انسان را زندگی ببخشد و از مرده متحرک بودن او را نجات دهد.
آفرین بر تو ای خدا که هم در آغاز خلقتمان به ما زندگی دادی و هم در مسیر زندگی بارها با ان و ان و انسانهای صالح روح درست زندگی را بر کالبد ما دمیدی. آفرین بر تو خدای خوب و مهربان!




قدرت تشخیص

درخواست حذف اطلاعات

 علی (ع) : آنچه از دنیا در کف توست پیش از تو صاحبی داشته و پس از تو به ان دیگر می رسد قسمتی از حکمت 416 نهج البلاغه قدرت تشخیص
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً (أنفال: 29)
ای آنانی که ایمان آورید اگر پرهیزگار باشید خداوند به شما نیروی فرقگذاری می دهد!

تشخیص قارچ سمی از قارچ غیر سمی کار سختی است, نه؟ و یا تشخیص شیر سالم از شیر فاسد آن هم سخت است! البته سختی تشخیص دلیل بر این نمی شود که راهی برای آن نباشد. می توان این تشخیص را داد منتها نیازمند به دانش است.
کار علم و دانش همین است که انسان بتواند کار درست و یا فکر صحیح را تشخیص دهد. هر ی دانش کمتری داشته باشد در تشخیص امور دچار اشتباه می شود.
خب حالا سؤال اینجاست که علم می تواند چاسخ همه سؤالات را بدهد و انسان را در تشخیص همه امور موفق کند؟
بعضی مسائل به ظاهر کوچک است که درست و غلط بودن به راحتی و با دانش های موجود تعیین نمی شود مثلا ما همه می دانیم شوخی مناسب به این است که ی از شوخی ما آزرده نشود, خب حالا از جکا بفهمیم طرف مقابل ما با این شوخی آزرده می شود یا خیر؟
و یا مثلا یه کم بیشتر غذا خوردن برای سلامتی ما مضر است یا نه؟ این درست که پرخوری و کم خوری هر دو غلط است ولی مرز بین ایندو آیا برای همه مشخص است؟
و یا مثلا خواهش از دیگران تا کجا درست است؟ پاسخ این است که تا انسان ذلیل و خوار نشود. ولی ی که مقداری متکبر و خودبزرگ بین است زودتر از دیگران احساس ذلت و خواری می کند. خب تشخیص این که این احساسی که الان فردی در خودش حس می کند آیا همان خواری است که باید از آن اجتناب کند و یا احساس کبر است که نباید به آن توجه کند, کار ساده ای نیست.
همیشه نمی توان بین همه چیز مرزی مشخص را تعیین نمود. از طرفی نیاز به این مرز هم هست. پس باید چه کرد؟
راهش این است که از خداوند کمک خواست تا خودش در وقت لازم به ما این دانش و آگاهی را بدهد که مسائل را به درستی تشخیص بدهیم.
خداوند برای این که کمکمان کند شرطی تعیین نموده است. او فرموده هر وقت شما نسبت به آنچه می دانید عمل کردید, من شما را نسبت به آنچه نمی دانید آگاه خواهم نمود. مثلا در باره شوخی نامناسب آنجایی که واقعا تشخیص دادی شوخی نامناسب است, باید از شوخی نمودن پرهیز کنی تا خداوند در جایی که تشخیص شوخی مناسب از نامناسب سخت است کمکت کند.
اصولا خداوند در باره همه نعمتهایش اینگونه رفتار می کند مثلا اگر ی پولی را که دارد درست ج کند خداوند به برکت داده و آن را زیاد می کند ولی اگر اسرفا کند روزی اش را کم خواهد نمود. و هم چنین اگر از آبرویش درست استفاده کند بر عزّت و آبرویش نزد دیگران می افزاید و الا او را رسوا نموده و بی آبرویش می سازد.
علم هم این طور است. اگر انسانها نسبت به علومی که دارند پایبند باشند خداوند علم آنها را زیاد خواهد نمود و الا از آن کاسته و آنها در تشخیص امور بیشتر دچار سرگردانی خواهد نمود.
خدایا بر علممان بیافزای که سخت به آن محتاجیم!



نزاع و دعوا

درخواست حذف اطلاعات

 علی (ع):زبان درنده ای است که اگر رها شود گاز می گیرد نزاع و دعوا
لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ (أنفال: 46)
و (فرمان) خدا و ش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است!

دعوا کار خوبی نیست چون وقار انسان از بین می رود. وقار احساس خوبی است. احساس مهم بودن است. همه ما نیاز داریم تا این احساس را داشته باشیم. احساس کنیم ی هستیم. به همین خاطر اگر ی به ما توهین کند ناراحت می شویم.
آدمها وقتی احساس مهم بودنشان را از دست دهند ممکن است خیلی خطرناک بشوند. این آدمها دیگر هرکاری را انجام می دهند. آنها چیزی را ندارند از دست بدهند. بزرگترین دارایی هر انسانی آبرو و شخصیت مهمش نزد دیگران است که آنها از آن محروم هستند.
بی آبرویی مثل همه مصیبتهای دیگر, این خود انسانها هستند که سر خودشان می آورند. جر و بحث و دعوا یکی از مهمترین چیزهایی است که باعث از بین رفتن آبرو و وقار و شخصیت است. آدم پس از یک نزاع و خشم و بحث و جدل بی خود, احساس بدی پیدا می کند. این همان احساس خوارشدگی است.
با کمی صبر و حوصله می توان جلوی خوارشدن خود را گرفت. صبر و حوصله دوای خیلی از دردهاست هرچند مثل خیلی از دواها تلخی خودش را دارد. اصلا در «صبر» در زبان عربی به معنای دواء تلخ است. به ی که زندانی شده است می گویند: «مصبور».
صبر هرچند با تلخی و زحمت همراه ست ولی نتیجه اش خیلی رضایت بخش است. بالا ه برای رسیدن به هر قله بلندی باید زحمت بالا رفتن از کوه را تحمل کرد.
تو خیال می کنی اگر تلخی صبر را تحمل نکنی وضعت بهتر می شود؟! خیر این طور نیست هر تلخی حق را نپذیرد, تلخی باطل کامش را بیشتر ناراحت خواهد نمود.
تا حالا بارها تجربه کردی که بعد از دعوا و مرافعه و بحث و جدل و بگومگو با این و آن, چقدر ح بد شده, خب این ح بدتر و ت ر هست یا اگر صبر می کردی؟! معلوم است که صبر کمتر برایت زحمت درست می کرد.
باید همیشه از تجربه ها استفاده نمود. هر ی تجربه دعوا را دارد. دعوا با اعضاء خانواده, دوستان, آدمهای غریبه. خب پیش میاد دیگه, مهم این است که آدم از این پیشآمدها درس بگیره و مواظب باشه که دیگه این تجربه های تلخ را تکرار نکنه.
مؤمن هم مثل دیگران ممکن است دست در سوارخی د و ماری او را نیش بزند ولی بار دوم دیگر این کار را تکرار نخواهد کرد. مؤمن ی است که با توجه به آموزه های خودش را تربیت کرده است. اما ی که خود را نساخته باز هم تجربه های تلخ خودش را تکرار می کند.
افراد پیرامونت را بشناس و بدان که آنها چه وقت ناراحت می شوند. مواظب باش در برخوردت با آنها, ناراحت نشوند و برای خودت دردسر درست نکنی.
خدایا ممنونم که من را با قرآنت راهنمایی می کنی!




ابرقدرت!

درخواست حذف اطلاعات

 علی(ع): چون دیدی خداوند سبحان با وجود آنکه گناه می کنی پیاپی به تو نعمت می دهد این برای غافلگیر و به دام انداختن توست
ابرقدرت!
أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (أنفال: 60)
آنچه در توان دارید برای (مقابله با) آنان (دشمنان) آماده کنید!

شاید این آیه را روی آرم پاسداران انقلاب ی دیده باشی. مناسب ترین آیه برای نیروهای نظامی است! ای کاش همه مسلمانان همین آیه را روی آرم نیروهایشان می داشتند.
البته مضمون آیه اختصاص به نیروهای نظامی ندارد. ابتداء بگذار تا از مضمون آیه برایت بگویم تا خودت متوجه شوی چرا این آیه اختصاص به نیروهای نظامی ندارد.
مسلمانان در همه جهات باید بهتر از دیگران باشند زیرا آنها واقعی ترین تفکرات را در باره خداوند و جهان هستی و جهان آ ت دارند. پس در زندگی دنیایی خود هم باید بهترین باشند. اصلا جهان باید در اداره و مدیریت مسلمانان باشند زیرا آنها با آموزه های ی می توانند بهترین حکومت را برای مردم جهان داشته باشند.
مسلمانان باید آنچه در توان دارند بکار بگیرند تا کفار همچنان حقیر و کوچک بمانند زیرا آنها با تفکرات احمقانه ای که دارند همین لیاقت را دارند که تحقیر شوند و در همه جهت خوار و ذلیل باشند.
آیا جهانی که ما در آن زندگی می کنیم مسلمانان از این چنین وضعیتی برخودار هستند؟ آیا کفار حقیر و مغلوب هستند؟ آیا دین به عنوان بهترین دین مطرح است؟ آیا همه مسلمانان از دینی که دارند احساس افتخار و سرافرازی می کنند؟ آیا با دین رفتار مسلمانان می شود شیفته دین شد و به آن گروید؟ آیا کشورهای ی جزء ابرقدرتهای جهان هستند؟ آیا رؤسای کشورهای ی آنقدر ابهت دارند که رؤسای دیگر کشورها از آنها حساب ببرند؟ آیا بیشترین دانشمندان داری دین هستند؟ آیا دانش آموزان ایران ی داری اه بلندی در نیل به پیشرفتهای علمی هستند؟ آیا ... آیا ... و ده ها آیای دیگر ...
اینها همه تأسف است و به شدت موجب ناراحتی است. چرا قرآن مهجور و غریب است و کمتر به توصیه های نورانی آن توجه می شود؟!
انگار که خداوند به کفار فرموده است هر چه در توان دارید در مقابله با مسلمانان مجهز شوید!! زیرا آنها به خوبی در مقابل مسلمانان مجهز شده اند. و از نظر علمی, اقتصادی, هنری, نظامی, و غیر آن در برابر مسلمانان تجهیز شده اند.
البته افقهای روشنی را هم می توان در مسئله «تجهیز در مقابل کفار» مشاهده نمود. امروز ایران ی با تدبیر و دور شی معظم انقلاب حضرت آیت الله نهضت علمی بسیار پر شت به راه افتاده است. و تا این زمان توفیق ها بسیار خوبی داشته است. و همچنین ایران ی از نظر کشوری قدرتمند در منطقه گشته است. و تلاشهایی که در حال انجام است آینده ای روشن را پیش روی مردم شریف ایران به تصویر کشیده است.
خدایا مردم ایران را هرچه بیشتر موفقشان بدار! تا الگوی همه جهان باشند.
خدایا از عزّت خودت مردم مسلمان ایران را نصیبی بیشتر عنایت فرما!




شدیدترین عذاب شامل چه انی می شود؟

درخواست حذف اطلاعات

شدیدترین عذاب شامل چه انی می شود؟

گناهانی است که در تمام ادیان آسمانی حرام اعلام شده و از گناهان بزرگ شمرده شده است .

تفسیر قرآن برای نوجوانان
قرآن کریم در این باره می فرماید: «... إِنَّمَا بَغْیُکُمْ عَلَى أَنفُسِکُم ...» ؛ ای مردم بدانید هر گونه ظلم و ستمی مرتکب شوید، و هر انحرافی از حق پیدا کنید ضررش متوجه خود شما است.(یونس / 23)
حضرت حق تعالی می فرماید: « وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ » ؛ هر از حدود الهی کند در حقیقت به خویشتن ظلم کرده، نه به دیگران. (طلاق/1)
و نیز در سوره نساء می فرماید: «و وَمَن یَکْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا یَکْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَکَانَ اللّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا » ؛ ی که گناهی مرتکب می شود، در واقع به زیان خود کار کرده و خداوند دانا و حکیم است.(نساء / 111)
باقر (علیه السلام) فرمود: هیچ نکبتی دامنگیر شخص نمی شود مگر به واسطه گناهی که مرتکب شده است. (محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 269، حدیث 4)
در روایتی علی (علیه السلام) نیز می فرماید: "خداوند آسایش و زندگی راحت هیچ مردمی را نمی‏ گیرد مگر به علت گناهانی که مرتکب شده‏ اند. خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی ‏کند". (محمد تقی فلسفی، کودک، ج 1، ص 16 (المستطرف، ج 2، ص 461))
گناه صرف نظر از خطراتی که برای جهات فردی و اجتماعی دارد، بزرگ ‏ترین عامل انحطاط و سقوط انسانیت است.
هیچ نکبتی دامنگیر شخص نمی شود مگر به واسطه گناهی که مرتکب شده است



نقش اختیار انسان در هدایت یا گمراهی اش

درخواست حذف اطلاعات

نقش اختیار انسان در هدایت یا گمراهی اش

"انسان" و هیچ موجود دیگری، نه خالق است، نه ربّ، نه مالک، نه قادر و نه هدایت کننده است؛ بلکه پس از موهبت عوامل هدایت در درون (عقل، منطق، شعور، فطرت، الهام)، و نیز عوامل هدایت در برون (نبی، رسول، وحی و )، که همه روشنگر راه رشد و هدایت و نیز راه پرتگاه و هلاکت هستند، "انتخاب" می کند. هر کدام را انتخاب کرد، خدا به همان مقصد و مقصود هدایتش می کند و به آثار و نتایج دنیوی و ا ویش که آن را نیز خداوند متعال خلق، مقدر (اندازه) و مقرر کرده است، می رساند.

تفسیر قرآن برای نوجوانان


انسان در انجام دادن کارهای خود دارای اختیار است و آموزه های قرآنی هم با این حقیقت منافاتی ندارد و موید آن است، ولی از آن جا که قرآن بعضی از آیاتش بعضی دیگر را تفسیر می کند، باید آیات را کنار هم گذاشت تا معنای واقعی آن بدست آید.
کلمه اضلال (گمراه ) در آیات قرآن به خدا و به و به دیگران نسبت داده شده است. باید توجه داشت که اضلال خدا روی چه شرایطی، چگونه و برای چه انی است.
اضلال خداوند اضلال ابت نیست و این اضلال برای انی است که با اختیار خود موجب گمراهی خود را فراهم کرده اند. مثل آن که فرمود: مومن و معتصم را هدایت می کند: «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَیَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرَاطًا : اما انى که به خدا ایمان آورده و به او تمسک جستند، به زودى آنان را در رحمت و فضلى از جانب خود در مى ‏آورد و به راهى راست به سوى خود هدایت مى ‏کند.
کافر و ظالم را هدایت نمی کند: «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمْ یَکُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً» (النساء، 168) انى که کفر ورزیدند و ستم د خدا هرگز در صدد آمرزش آنان و اینکه به راهى هدایتشان کند نیست. (هدایت آنان مشیّت و اراده الهی نیست).
اضلال خداوند اضلال ابت نیست و این اضلال برای انی است که با اختیار خود موجب گمراهی خود را فراهم کرده اند
مثال: ما نیز همین کار را می کنیم. فرض کنید رئیس صاحب یک شرکت هستید و می گویید: "هر که را بخواهم استخدام می کنم" – بعد شرایط را بیان کنید و بفرمایید: افراد مومن، متخصص، سالم، کاری و متعهد و دلسوز، بدون سوء پیشینه، دارای مدرک تحصیلی فلان و ... را استخدام می کنم.
خدا هم می فرماید: بندگان خالص، مومن، دارای عمل صالح، متقی و آنان که مرا دوست دارند و بر من شریکی نمی گیرند و به دیگران ظلم نمی کنند را به صراط مستقیم تا مقام قرب خودم هدایت می کنم و در بهشت خودم جای می دهم.



پناه بخدا

درخواست حذف اطلاعات

 علی (ع) : بر اثر معا با بدان اخلاق فاسد می شود و بر اثر همدهی با دمندان اخلاق به درستی می می گراید میزان الحکمه،ج6،ص191 پناه بخدا
وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (أعراف: 200)
و هر گاه وسوسه‏اى از به تو رسد، به خدا پناه بر؛ که او شنونده و داناست!

درون هر انسانی مثل یک کشور می ماند. هر کشوری یک رییس دارد. عقل و هوس همیشه سر ریاست کشور درون, با هم رقابت و مبارزه می کنند. گاهی عقل غالب می شود و رییس می شود گاهی هم متأسفانه هوس, عقل را کنار می زند
وقتی آدم خوبی می شوی معلوم است که عقلت شده رییس و زمانی هم که بد می شوی این هوس توست که شده پادشاه درونت.
وقتی هوست رییس می شود و حرف, حرف اوست, را به کشور درونت راه می دهد. و مثل گلوبولهای خونت در رگهایت جاری می شود.
هرچه بدی هست از است حتی خمیازه های بیخود. خمیازه هایی که نشان تنبلی و پرخو است. بله هرچه کار بد و حالات بد است نشان این است که هوست را به درونت راه داده و تو باید با خارج شدن از سلطه هوست, عقلت را جایگزین آن کنی و با کمک عقلت را بیرون کنی.
می توانی نزدیک شدن را حس کنی, وقتی عصبانی می شوی, وقتی از نظر تحریک می گردی, وقتی خواب آلوده و ل هستی, وقتی بیش از حد جذب تماشای و انجام بازی می شوی به گونه ای که کارهایی که باید انجام دهی روی زمین می ماند, وقتی از گفتن حقیقت می ترسی و وسوسه می شوی که دروغ بگویی, وقتی برایت بدگویی دیگران خوشایند جلوه می کند وقتی ...
خلاصه وقتی تمایل به کارهای زشت در تو بوجود می آید این نشان این است که دارد به تو نزدیک می شود. در این وقت باید به خداوند پناه ببری!
وقتی وسوسه می شوی بگو: اعوذ بالله من الشیطن الرجیم. از رانده شده, که می خواهد من را هم مثل خودش از چشم خدا بیاندازد به خدوند پناه می برم.
پناه بردن به خدا یعنی پناه بردن به توصیه های خدا. مثل این است که تو از مرض به پناه می بری یعنی به توصیه های او پناهنده می شوی و دستورات پزشک را مو به مو اجرا می کنی!
وقتی انسان پناه به خداوند می برد از او می خواهد کمکش کند تا بتواند راه درست را بیابد و سختی رفتن از این راه را تحمل کند.
بالا ه مبارزه با هر وسوسه ای راهی دارد. این راهها را دین ی بخوبی توضیح داده است. ما هم در این مجموعه قصدمان این است که همین راهها را مورد بررسی قرار دهیم.
مثلا وقتی نشانه های خشم خودش را نشان می دهد باید ببینی چه چیزی باعث زیاد شدن این نشانه های می شود, از آنها دوری کنی, اگر مشغول بحث هستی, خیلی تند و سریع بحث را تمام کن تا کار به جای باریک نکشد. ادامه ندادن بحث و جدل یکی از توصیه های مهم است.




سهم دیگران در دعا

درخواست حذف اطلاعات

 علی(علیه السلام) با فروگذاشتن کارهای بیهوده، دت کامل می گردد میزان الحکمه،ج7،ص538 سهم دیگران در دعا
رَبِّ اغْفِرْ لی‏ وَ لِأَخی‏ وَ أَدْخِلْنا فی‏ رَحْمَتِکَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ (أعراف: 151)
پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانى!

یکی از دعاهایی که خوب است حفظ کنی و در قنوت ت آن را بخوانی این دعا است که: خدایا! من و برادرم را بیامرز و داخل رحمتت نما زیرا تو مهربانترین مهربانی!
در دعا همیشه دیگران را هم سهیم کن! اصلا به فکر دیگران بودن بهترین موقعش, وقت دعااست. زیرا انسان وقتی دع می کند در آستان خداوند قرار گرفته است و می تواند از او خیلی چیزها بخواهد و خداوند هیچ چیز از دارائیش کم نمی شود که هم برای خودت بخواهی و هم برای دیگران.
همیشه در خواسته های معنوی خودت را مقدم بر دیگران بخواه! ایثار مخصوص خواسته های مادی است. ولی در خواسته های معنوی و ورود به بهشت و فرار از دوزخ با ی تعارف نکن!
در دعای مورد بحث که از زبان حضرت موسی نقل شده است نیز ابتداء ایشان برای خود طلب آمرزش نموده است و بعد برای برادرش حضرت هارون.
نکته دیگر این است که آمرزش گناه به معنای پوشیده ماندن گناه است. یکی از آثار بسیار بد گناه این است که گناه, گناه می آورد. مزه شیرین گناه انسان را وامی دارد تا دوباره گناه کند. وقتی گناهی آمرزیده می شود اثر زشت آن پوشیده می شود.
و هم چنین پوشیده ماندن گناه به معنای این است که از رسوا شدن انسان چلوگیری می شود. آبرو بزرگترین خواسته انسان است وقتی آبروی انسان ریخته شود, دیگری امیدی به بازگشت و اصلاح او نیست. لذا طلب آمرزش گناه به معنای این است که فرد از خداوند می خواهد تا آبرویش بخاطر گناهانش از بین نرود.
یکی دیگر از معانی آمرزش گناه این است که فرد دچار عذاب الهی نخواهد شد زیرا پوشیده شدن گناه، پوشیده شدن آثار گناه است و بدترین اثر گناه در آ ت، آبروریزی و دوزخ است.
پس از طلب مغفرت و آمرزش از خداوند, پرونده فرد پاک می شود ولی نکته مثبتی هم در آن وجود ندارد. مثل دفتری سفید که حرفهای زشت آن چاک شده و سخن خوبی هم در آن نوشته نشده است.
لذا انسانی که به آستان خداوند کریم رفته است بیشتر از آمرزش از او می خواهد, او می خواهد تا علاوه بر زدودن ناه از پرونده اش, او را مورد رحمت خاص هم قرار دهد. یعنی بجای همه آن زشتیها, کارهای خوب نکرده را جایگزین آنها نماید. (تبدیل سیئات به حسنات) تعجب می کنی؟! باور کن خداوند کریم این کار را می کند.
تو اگر واقعا از کارهای زشتت پشیمان هستی یقین بدان خداوند همه زشتیهایت را تبدیل به زیبایی می کند. خداوند عجیب مهربان و کریم است.
خوش بحال ما که این چنین خ داریم!
آهای همه­ی آدمهای دنیا! شما هم می توانید این چنین خ داشته باشید. کافی است دست از خدایان دروغین خود بردارید.



عرش الهی بر چه انی سایه انداز است؟

درخواست حذف اطلاعات

عرش الهی بر چه انی سایه انداز است؟

و از روی مهربانی در برابر آنها بال های خضوع و ذلّت فرود آر و بگو: پروردگارا هر دو را رحمت کن به پاس آنکه مرا در دی از روی رحمت تربیت د.

تفسیر قرآن برای نوجوانان
نیکی به والدین

احسان به والدین (به عنوان عام) چنان مهم است که حتی شرک آنان مانع احسان به آنان نیست، گرچه باید از عقاید مشرکانه آنان به دور بود و از کمترین بی احترامی و آسیب رساندن به آنان نهی شده و نهایت فروتنی و مهربانی به آن دو در حال حیات و مرگشان توصیه و معادل ، جهاد، حج و ... شمرده شده است، حتی تشکر از آنان مقارن شکر الهی قرار گرفته است.
آیات قرآنی بهترین گواه اهمیت نیکی به والدین است:
1. وَ قَضى رَبّکَ أَلاَّ تَعْبدوا إِلاَّ إِیَّاه وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدهما أَوْ کِلاهما فَلا تَقلْ لَهما أفٍّ وَ لا تَنْهَرْهما وَ قلْ لَهما قَوْلاً کَریماً... و پروردگارت حکم قطعی کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر ( خود ) نیکی کنید حال اگر در نزد تو یکی از آن دو یا هر دو به کهنسالی رسند ( در مقابل زحمات یا خشونت های آنها اظهار ناراحتی مکن حتی ) به آنان افّ مگو و بر آنها فریاد مزن و سخن درشت مگو و با آنان سخنی کریمانه بگوی. (اسراء، آیه 23)
نیکی به والدین زمانی معین ندارد؛ ولی در برخی زمان ها پاداشی مضاعف دارد. به فرموده باقر (علیه السلام) یکی از بهترین اعمال روز عید قربان نیکی به والدین است
2. وَ اخْفِضْ لَهما جَناحَ الذّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قلْ رَبِّ ارْحَمْهما کَما رَبَّیانی صَغیراً... و از روی مهربانی در برابر آنها بال های خضوع و ذلّت فرود آر و بگو: پروردگارا هر دو را رحمت کن به پاس آنکه مرا در دی ( از روی رحمت ) تربیت د. (اسراء، آیه 24)
3. وَ إِنْ جاهَداکَ عَلى أَنْ تشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تطِعْهما وَ صاحِبْهما فِی الدّنْیا مَعْروفاً... و اگر در حق تو بکوشند که چیزی را که به (الوهیت و ربوبیت و قداست) آن علم نداری شریک من قرار دهی هرگز از آنها اطاعت مکن ، و در دنیا با آنها به نیکی معا نما. (لقمان، آیه 15)